|
سالهاست كه توصیه ایشان به اقشار مختلف تلاش برای اعتلای بصیرت در كلیه فعالیت های فردی و اجتماعی بوده است. ایشان در 5 سخنرانی پس از انتخابات كه به موضوع بصیرت پرداختند 51 بار از واژه بصیرت استفاده نموده اند كه این بسامد نشان از اهمیت فوق العاده این موضوع نزد ایشان دارد.از این رو برخی از توصیه های ایشان در پی می آید. باشد كه سرلوحه فعالیت ها قرار گیرد:
بلای بی بصیرتی
«... بصیرت خودتان را زیاد كنید؛ بصیرت. بلاهائى كه بر ملتها وارد میشود، در بسیارى از موارد بر اثر بىبصیرتى است.»
دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر 5/5/1388
دوستان؛ آماج آتش توپخانه خودی
«... بنده بارها این جبهههاى سیاسى و صحنههاى سیاسى را مثال میزنم به جبههى جنگ. اگر شما تو جبههى جنگ نظامى، هندسهى زمین در اختیارتان نباشد، احتمال خطاهاى بزرگ هست. براى همین هم هست كه شناسائى میروند. یكى از كارهاى مهم در عمل نظامى، شناسائى است؛ شناسائى از نزدیك، كه زمین را بروند ببینند: دشمن كجاست، چه جورى است، مواضعش چگونه است، عوارضش چگونه است، تا بفهمند چه كار باید بكنند. اگر كسى این شناسائى را نداشته باشد، میدان را نشناسد، دشمن را گم بكند، یك وقت مىبینید كه دارد خمپارهاش را، توپخانهاش را آتش میكند به طرفى، كه اتفاقاً این طرف، طرفِ دوست است، نه طرفِ دشمن. نمیداند دیگر. عرصهى سیاسى عیناً همین جور است. اگر بصیرت نداشته باشید، دوست را نشناسید، دشمن را نشناسید، یك وقت مىبینید آتش توپخانهى تبلیغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما به طرف قسمتى است كه آنجا دوستان مجتمعند، نه دشمنان. آدم دشمن را بشناسد؛ در شناخت دشمن خطا نكنیم. لذا بصیرت لازم است، تبیین لازم است.»
بصیرت فاروق حق و باطل
«امیرالمؤمنین در یك خطبهاى از جملهى مهمترین مشكلات جامعه همین را میشمارد: «انّما بدء الوقوع الفتن اهواء تتّبع و احكام تبتدع یخالف فیها كتاب اللَّه».(4) در همین خطبه، امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: اگر حق به طور واضح در مقابل مردم آشكار و ظاهر بشود، كسى نمیتواند زبان علیه حق باز كند. اگر باطل هم خودش را به طور آشكار نشان بدهد، مردم به سمت باطل نخواهند رفت. «و لكن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان». آن كسانى كه مردم را میخواهند گمراه بكنند، باطل را به صورت خالص نمىآورند؛ باطل و حق را آمیخته میكنند، ممزوج میكنند، آن وقت نتیجه این میشود كه «فهنالك یستولى الشّیطان على اولیائه»؛ حق، براى طرفداران حق هم مشتبه میشود. این است كه بصیرت میشود اولین وظیفهى ما. نگذاریم حق و باطل مشتبه بشود.»
بیانات در دیدار عمومى مردم چالوس و نوشهر 15/7/1388
بصیرت قطب نمای حركت
«خداى متعال به پیغمبرش در آن دوران دشوار مكه میفرماید: اى پیغمبر! من با بصیرت حركت می كنم؛ «قل هذه سبیلى ادعوا الى اللَّه على بصیرة انا و من اتّبعنى»؛(1) خودِ پیغمبر با بصیرت حركت میكند، تابعان و پیروان و مدافعان فكر پیغمبر هم با بصیرت. این مال دوران مكه است؛ آن وقتى كه هنوز حكومتى وجود نداشت، جامعهاى وجود نداشت، مدیریت دشوارى وجود نداشت، بصیرت لازم بود؛ در دوران مدینه، به طریق اولى.
اینى كه من در طول چند سال گذشته همیشه بر روى بصیرت تأكید كردهام، به خاطر این است كه یك ملتى كه بصیرت دارد، مجموعهى جوانان یك كشور وقتى بصیرت دارند، آگاهانه حركت میكنند و قدم برمیدارند، همهى تیغ هاى دشمن در مقابل آنها كند میشود. بصیرت این است. بصیرت وقتى بود، غبارآلودگى فتنه نمیتواند آنها را گمراه كند، آنها را به اشتباه بیندازد. اگر بصیرت نبود، انسان ولو با نیت خوب، گاهى در راه بد قدم میگذارد.
شما در جبههى جنگ اگر راه را بلد نباشید، اگر نقشهخوانى بلد نباشید، اگر قطبنما در اختیار نداشته باشید، یك وقت نگاه میكنید مىبینید در محاصرهى دشمن قرار گرفتهاید؛ راه را عوضى آمدهاید، دشمن بر شما مسلط میشود. این قطبنما همان بصیرت است.»
بیانات در دیدار عمومى مردم چالوس و نوشهر 15/7/1388
اقسام بصیرت
«... در زندگىِ پیچیدهى اجتماعىِ امروز، بدون بصیرت نمیشود حركت كرد. جوانها باید فكر كنند، بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند. معلمان روحانى، متعهدان موجود در جامعهى ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهى و حوزوى، باید به مسئلهى بصیرت اهمیت بدهند؛ بصیرت در هدف، بصیرت در وسیله، بصیرت در شناخت دشمن، بصیرت در شناخت موانع راه، بصیرت در شناخت راههاى جلوگیرى از این موانع و برداشتن این موانع؛ این بصیرتها لازم است. وقتى بصیرت بود، آنوقت شما میدانید با كى طرفید، ابزار لازم را با خودتان برمیدارید. ... بصیرت یعنى اینكه بدانید چه میخواهید، تا بدانید چه باید با خودتان داشته باشید.»
بیانات در دیدار عمومى مردم چالوس و نوشهر 15/7/1388
نتیجه بصیرت
«درجهى بیدارى و هوشیارى من و شما میتواند در میزان خسارت و ضررى كه وارد میكنند، تأثیر بگذارد. اگر هوشیار باشیم، نمیتوانند صدمه و ضررى بزنند. اگر غفلت كنیم، احساساتى بشویم، بىتدبیر عمل كنیم، یا خواب بمانیم و اینجور عوارض به سراغمان بیاید، ضرر و زیان و هزینه بالا خواهد بود؛ ولو در نهایت موفق نخواهند شد.»
بیانات در دیدار دانشجویان و نخبگان علمی 4/6/1388
نخبگان و دیگران
«نقش نخبگان و خواص هم این است كه این بصیرت را نه فقط در خودشان، در دیگران به وجود بیاورند. آدم گاهى مىبیند كه متأسفانه بعضى از نخبگان خودشان هم دچار بىبصیرتىاند؛ نمیفهمند؛ اصلاً ملتفت نیستند. یك حرفى یكهو به نفع دشمن میپرانند؛ به نفع جبههاى كه همتش نابودى بناى جمهورى اسلامى است به نحوى. نخبه هم هستند، خواص هم هستند، آدمهاى بدى هم نیستند، نیت بدى هم ندارند؛ اما این است دیگر. بىبصیرتى است دیگر.»
دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر 5/5/1388
نخبگان؛ هدف حمله
«... امروز به گمان من، هدف و آماج توطئههاى دشمن، خواص است؛ آماج دشمن، خواص است. مىنشینند طراحى میكنند تا ذهن خواص را عوض كنند؛ براى اینكه بتوانند مردم را بكشانند؛ چون خواص تأثیر میگذارند و در عموم مردم نفوذ كلمه دارند. به نظر من یكى از وظائف اصلى امروز ما و شما، همین است: ما بصیرت خودمان را در مسائل گوناگون تقویت كنیم و بتوانیم انشاءاللَّه بصیرت مخاطبان و مستمعان خودمان را هم زیاد بكنیم.»
بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری 2/7/1388
پایداری نتیجه بصیرت
«... بصیرت خودتان را زیاد كنید؛ بصیرت. بلاهائى كه بر ملتها وارد میشود، در بسیارى از موارد بر اثر بىبصیرتى است. خطاهائى كه بعضى از افراد میكنند - مىبینید در جامعهى خودمان هم گاهى بعضى از عامهى مردم و بیشتر از نخبگان، خطاهائى میكنند. نخبگان كه حالا انتظار هست كه كمتر خطا كنند، گاهى خطاهایشان اگر كماً هم بیشتر نباشد، كیفاً بیشتر از خطاهاى عامهى مردم است - بر اثر بىبصیرتى است؛ خیلىهایش، نمیگوئیم همهاش.»
«... من مكرر این جملهى امیرالمؤمنین را به نظرم در جنگ صفین در گفتارها بیان كردم كه فرمود: «الا و لایحمل هذا العلم الّا اهل البصر و الصّبر».(3) میدانید، سختى پرچم امیرالمؤمنین از پرچم پیغمبر، از جهاتى بیشتر بود؛ چون در پرچم پیغمبر دشمن معلوم بود، دوست هم معلوم بود؛ در زیر پرچم امیرالمؤمنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند.»
دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر 5/5/1388
وظایف عمّار ها
«... یكى از كارهاى مهم نخبگان و خواص، تبیین است؛ حقائق را بدون تعصب روشن كنند؛ ... جناح و اینها را باید كنار گذاشت، باید حقیقت را فهمید. »
«... در جنگ صفین یكى از كارهاى مهم جناب عمار یاسر تبیین حقیقت بود. چون آن جناح مقابل كه جناح معاویه بود، تبلیغات گوناگونى داشتند. همینى كه حالا امروز به آن جنگ روانى میگویند، این جزو اختراعات جدید نیست، شیوههاش فرق كرده؛ این از اول بوده. خیلى هم ماهر بودند در این جنگ روانى؛ خیلى.»
«... این كسى كه از این طرف، خودش را موظف دانسته بود كه در مقابل این جنگ روانى بایستد و مقاومت كند، جناب عمار یاسر بود، كه در قضایاى جنگ صفین دارد كه با اسب از این طرف جبهه، به آن طرف جبهه و صفوف خودى میرفت و همین طور این گروههائى را كه - به تعبیرِ امروز، گردانها یا تیپهاى جدا جداى از هم - بودند، به هر كدام میرسید، در مقابل آنها مىایستاد و مبالغى براى آنها صحبت میكرد؛ حقائقى را براى آنها روشن میكرد و تأثیر میگذاشت. یك جا میدید اختلاف پیدا شده، یك عدهاى دچار تردید شدند، بگو مگو توى آنها هست، خودش را بسرعت آنجا میرساند و برایشان حرف میزد، صحبت میكرد، تبیین میكرد؛ این گرهها را باز میكرد.»
دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر 5/5/1388
بایستگی بصیرت اهالی فرهنگ
«مردِ هنرى و مردِ فرهنگى - مرد شامل زنها هم میشود - یعنى انسانِ هنرى و انسانِ فرهنگى، در این صحنه چه وظیفهاى دارد؟ به نظر من وظیفه خیلى سنگین است، خیلى بزرگ است. مهمترین وظیفه هم تبلیغ و تبیین است؛ «الّذین یبلّغون رسالات اللَّه و یخشونه و لا یخشون احدا الّا اللَّه»؛(1) این یك معیار است؛ حقیقتى را كه درك میكنید، آن را تبیین كنید. كسى انتظار ندارد برخلاف آنچه كه میفهمید حرف بزنید. نه، آنچه را كه میفهمید، بگوئید. البته براى اینكه آنچه میفهمید درست و صواب باشد، باید تلاش و مجاهدت كنید؛ چون در حوادثِ فتنهگون، شناخت عرصه دشوار است، شناخت اطراف قصه دشوار است، شناخت مهاجم و مدافع دشوار است، شناخت ظالم و مظلوم دشوار است، شناخت دشمن و دوست دشوار است.»
«... پس باید حقیقت را فهمید؛ ... بایستى گرهگشائى كرد؛ بایستى حقیقت را باز كرد، بایستى گرههاى ذهنى را باز كرد. و این تبیین لازم دارد، یعنى همان كار انبیاء؛ فصاحت و بلاغتى هم كه گفتهاند در بیان لازم است، بلاغتش به این معناست. ... بلیغ یعنى رسا؛ رسا بگوئید، روشن بگوئید، مبیَّن بگوئید؛ اما آنچه را كه میفهمید بگوئید؛ هیچ انتظار نیست - حق هم نیست كه انتظار باشد - كسى بر خلاف فهمیدهى خودش حرف بزند. سعى هم بكنید كه آنچه كه فهمیدید درست باشد.»
بیانات در دیدار جمعى از شعرا 14/6/1388
و اما راهكار ایجاد و افزایش بصیرت
«... بىبصیرتى را بخصوص شما جوانها با خواندن آثار خوب، با تأمل، با گفتگو با انسانهاى مورد اعتماد و پخته، نه گفتگوى تقلیدى - كه هر چه گفت، شما قبول كنید. نه، این را من نمیخواهم - از بین ببرید. كسانى هستند كه میتوانند با استدلال، آدم را قانع كنند؛ ذهن انسان را قانع كنند. »
دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر 5/5/1388 |