|
عدالتی که تاریخ مصرف محدودی داشت!
هنوزهم صدای کاندیدهای انتخاباتی دوره دهم ریاست جمهوری را می شنوم که چطور برای اثبات خود دست وپا می زدند ووبنرتبلیغاتی طرفداران احمدی نژادکه بارنگ قرمز برجسته ای عبارت 1>3 را دربوق وکرنا می نمودند یعنی یک تنه آمده ام تادرمقابل رقبای خود عدالت را عملی نمایم ومرتب ازفساد این وآن سخن به میان می آمد ودکتراحمدی نژاد مرتب درهرفرصتی که در دوران اول ریاست جمهوریش بدست می آورد می گفت که اسامی مفسدین اقتصادی توجیبم هست و.....وآخر سر دررفتارهای مناظراتی رسانه ای خود به صراحت عنوان می نمود که چه اشکال دارد آدم درراه اجرای عدالت جانش را نیز فدانمایدو....
ولی انگار همه این سخنان شعاری تبلیغاتی بودند وبرای جلب آراء دیگران مطرح می گردیدند ودرواقع تا تاریخ مصرف پروژه عدالت محوری با موفقیت در انتخاب دهم به پایان رسید دیگر نه تنها آن سخنان حتی به شکل شعاری نیز طرح نمی شود وبلکه خود احمدی نژاد می آید از افشاکنندگان اسامی متهمین به فساد شکوه می نماید وحتی رسانه ملی که ادعای عدالت محوری می نماید می آید دربرنامه فرمایشی برنماینده مجلس سخت می گیرد ولی برمتهم وطرفدارانش اجازه حرفه گرایی می دهد وافرادی را به برنامه فرمایشی دیروز امروز فردا دعوت می نماید که خود تادیروز فریاد مبارزه با مفاسد براه انداخته بودند وحالا که درپشت میز قرارگرفته اند دیگر مربی اخلاق گشته اند .
حال برای من شهروند سئوال مهمی که ایجادشده این هستش که منظور ازعدالت محوری چه مفاهیمی بوده است؟
آیا مراد ازعدالت تیم گرایی مطلق ولجبازی مدیریتی بودش که درنهایت به آپارتاید تیمی منجر می شود یااینکه منظور ازعدالت محوری نشاندن زیاده خواهان ومفسدین درسرجایشان بود؟
تاجائیکه باورهای دینی ما به ما آموخته است عدالت علوی بانشان دادن آهن گداخته به برادر زیاده خواه خود آغاز گردید وعلی (ع) آنچنانکه برمجریان عدالت سخت می گرفت ومواخذه می نمود بر دیگران سخت نمی گرفت ولی عدالتی که ما داریم به عینه می بینیم متاسفانه شاخصه های زیرا دارد وزهی دردکه روزبروز نیز وضع بدتر می شود:
1-انتخاب مدیران دراکثر سطوح مدیریتی نه براساس شایسته سالاریها وتخصص توام باتعهد وبلکه براساس سفارش وانتخاب روسای ستاد انتخاباتی که درمواقع قابل توجهی خود این روسا باشاخصه قومیت گرایی ودوست گرایی نمود پیدا می کنند اتفاق می افتد به شکلی درمراکز استانی اگر شهروندی بامدیرنالایقی درافتاد نه تنها حقوق قانونیش تامین نمی شود وبلکه دراثر باندگرائیهای آلوده تیمی محو ونابود می شود درحالیکه در عدالت علوی پیرزنی براحتی ازفرمانداری شکایت می کند وبااثبات جرمش برکنارش می نماید وآیا بااین سیستم مدیریتی زنجیره ای جایی برای اجرای عدالت باقی می ماند؟!
2-فضای تهدید وارعاب وامنیتی نمودن اوضاع جامعه اسلامی در حدی افزایش یافته است که حتی منتقدین دلسوز ازبرچسبهای هیاهوسالارانه درامان نمی مانند درحالیکه برای اجرای عدالت بایستی شرایطی فراهم شود که مظلوم جماعت بتواند فریاد بزند نه اینکه باچماق فتنه ومنافق و... چنان برملاجش بکوبند که به درماندگی آموخته شده تمایل پیدا کند.
3- انگار عدالت شعاری بیش نبوده است وگرنه با هم تیمیهایی که حتی جرمشان درمجلس شورای اسلامی ثابت شده وخود طرفداران دولت استیضاح وبرکنارش کرده اند به عنوان شهید راه عدالت یاد نمی شد! ویا با اطرافیان خود که درمظان اتهامات جدی قرار دارند مماشات بعمل نمی آمد درحالیکه ما می بینیم تادیروز برای تبلیغات انتخاباتی مبارزه با مفاسد به شکل موج سوارانه ای تبلیغ می شد ولی حالا خودشان مربی ومروج اخلاقیات گشته اند؟
4-عدالتی که علوی باشد ازقوت واقتدار نهادهای نظارتی حمایت می کند چراکه مطلب غیرشفافی وجودندارد که ترس از برملا شدن آنها باشد درحالیکه ما می بینیم طرفداران دولت در هرفرصت ممکن بر نهادهای نظارتی وحتی برعلیه قوه قضائیه هیاهوسالاری می نمایند ! ویااینکه نمایندگانی که شاخصه اصول گرایی را به خود خطاب می کنند به دودسته حامیان افراطی وبهشت به شرط احمدی نژاد ودسته منتقد که توان اسیضاح وسئوال نیزندارند تقسیم شده اند وعجیبتر اینکه دبیر نهاد نظارتی مهم که باید اقدام فراجناحی داشته باشد می گوید چقدر سئوال می کنیدشما و.....
5-عدالتی که باشعار خدمتگزاری به مردم تبلیغ شده بود هم اینک خودش مردم را به دوست ودشمن وگروهی را به خس وخاشاکی وبزغاله ومیکروب بودن متهم می کند وبااین نگاه اکثریتی را تحقیر می نماید ومدام محو ونابودی آنها را القاء می نماید درحالیکه درعدالت علوی حتی نامسلمانی که درحریم دولت اسلامی بود آبرویش واجب شمرده می شود درحالیکه حالا باعنوان عدالت محوری برادران وخواهران دینی متهم به اوصافی غیراخلاقی می گردند تنها بدین جرم که هیاهو را برنمی تابند واسیر موجهای عوام فریبی نمی شوند.
6-اگر عدالت علوی طلحه وزبیرها را سرجایشان نشاند عدالت امروز به اشعثهای بی ریشه اقتدار می دهد وعمروعاصهارا تصمیم گیر ضعفا می نماید وبه باندگرائی قومیتی وفامیلی ورابطه گرائی دامن می زند !.
7-درعدالت علوی علی (ع) نان وخرما برای یتیمان بی سرپرست وضعفای امت اسلامی بی منت داده می شود وحتی علی (ع) چهره خودرا مخفی می نماید ولی درعدالت امروزی تا خدمتی انجام می شود که البته وظیفه دولت اسلامی است صندوق رای را نیز یاد آوری می نماید وباوضعی تحقیرکننده برای محرومین وآنهم درمواقع خاص سیب زمینی پخش می کند! ویااینکه بجای اینکه محرومین را توانمند بار بیاورد وعزت اسلامی را در آنها رواج دهد ماشین خودرا به حراج تبلیغاتی می گذارد وبعد وزیرش هم اعلام می کند که می خواهیم برای معلولین ومحرومین خانه درست کنیم! درحالیکه باکاسه گدایی به نام محرومین به کاسه .... پرداخته می شود ویا اهداف سیاسی خاصی را به نام محرومین دنبال می نمایند!.
خلاصه کلام اینکه : عدالت راستین براساس قانون همه یاهیچ می چرخد وآنکه برای خود روا می دارد به دیگران نیز روا وآنچه برای خود ناروا می دارد برای دیگران نیز روا نمیدارد ولی عدالت امروز یک طرفه محاکمه می نماید یکطرفه مربی اخلاق می شود درحالیکه خودش از صدرتاذیل مشکلات ملموسی دارد وتنها باهیاهو وموج سواری درپی منویات خود می باشد.
http://esolgaraidinmadar.blogfa.com/ |